![]() |
![]() |
|
| خاطرات سال 79 به بعد |
|
خاطرات کدر (قسمت اول )
۲۶/۱/۱۳۷۹ جمعه شب ساعت ۳۷/۱۱ - اتاق خودم امروز که از خدمت آمدم با همان لباس ها رفتم فردیس.شلوغ بود و دسته های عزاداری راه افتاده بودند.رفتم فلکه چهارم.الهام و مونا روی سکوی کنار خانه اشان نسشته بودند..بعد که برگشتم سه ساعت خوابیدم.خواب الهام و مونا را دیدم که انگار توی پادگانیم.جلوی آسایشگاه اول پاسداری که من الهام را صدا زدم و همان موقع که توی خواب فهمیدم که با هم قهر هستیم گفتم برود و بعد مونا را صدا کردم و چیزی بهش گفتم که الان یادم نیست.عصر هم ساعت ۵ رفتم بیرون و تا همین الان بیرون بودم.باز هم الهام و مونا را دیدم و بعد یک مقدار با موسی و اسماعیل و یکی از فامیل های موسی گشتیم و بعد آمدم سر کانال با امیر مایکل و کامیار پسر مصطفی عمه منیر رضا کله خربزه و کلاْ آنجا بودیم.فردا هم باید بروم پادگان.فکر فردا که چه طوری ماشین برای پادگان گیر بیاورم آزارم می ده.شعر زیر را به یاد الهام می نویسم: موهایت را کنار بزن الهام! این طوری که نمی شود ببینی حالا... نگاه کن به من! به پسری که روی صفحه تقویم،به سه شنبه ۱۷ فروردین ماه ۷۸ سنجاق شده است. |
|
+ نوشته شده در
86/10/30ساعت 12:22 توسط رضا تهراني |
|
|
تا اطلاع اخروي تعطيل است... |
|
+ نوشته شده در
86/10/25ساعت 13:30 توسط رضا تهراني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا يوسفزاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج
|
|
RSS
|