تبليغاتX
سلام همسایه های 2
خاطرات سال 79 به بعد
خاطرات کدر (قسمت نوزدهم)

 

۷۹/۰۹/۲۰ - یکشنبه شب ساعت ۰۶/۹

امروز هم هوا بارانی بود.تو بازار کامدین گرانمایه را دیدم.دبستان با هم همکلاسی بودیم.امیر جودی هم شب زنگ زد خونمون و با هم صحبت کردیم.امروز اصلا احساس خستگی نکردم.

۷۹/۰۹/۲۱ - دوشنبه شب ساعت ۱۳/۹

امروز هم رفتم کلوپ اسماعیل و بعد سر راه رفتم خونه دایی حسین بابا.با نادر صحبت کردیم و کلی خندیدیم.امروز هم باران آمد و من باز یاد الهام افتادم.هر کاری می کنم نمی تونم فراموشش کنم.کاش بتونم.

۷۹/۰۹/۲۶ - شنبه شب ساعت ۳۰/۷

تو این چند روز اتفاق خاصی رخ نداد.دوباره با نادر جمعه رفتیم کلوپ و بازی دراکولا و اتاق کتابخانه را تونستیم رد کنیم.یک هفته ای توش مونده بودیم.امروز هم زود اومدم و ده دقیقه ای کلوپ بودم و الان هم خسته ام.پنجشنبه تا ساعت ۲ بامداد خونه فرهاد عمه مهری بودیم و فیلم نگاه می کردیم.

۷۹/۰۹/۲۸ - دوشنبه شب ساعت ۵۰/۱۱

دیشب خونه حاج احمدی افطاری بودیم و امشب خونه عزیز.دیشب تا ساعت ۲ خونه فرهاد بودیم و دو تا فیلم ترسناک دیدیم.امروز هم با نادر رفتیم و تا آخر بازی دراکولا را بازی کردیم.الان هم تازه از خونه عزیز اومدیم.

۷۹/۰۹/۲۹ - سه شنبه شب ساعت ۱۲/۹

امروز خیلی کسل بودم.رفتم دندانپزشکی به آفرین.برای پنجشنبه وقت گرفتم.رفتم سلمانی و موهایم را کوتاه کردم.

۷۹/۱۰/۰۳ - شنبه شب ساعت ۰۳/۷

دیشب افطاری خونه فرهاد بودیم تا ساعت ۱۱ شب.دیروز از ساعت ۹ صبح تا ۳۰/۳ بعد از ظهر تو کلوپ اسماعیل بودم.امروز تقریبا زود گذشت.کیوان هم یک ربع پیش زنگ زد و صحبت کردیم.

۷۹/۱۰/۰۶ - سه شنبه شب ساعت ۳۵/۸

فردا عید فطر است.تو این چند روز اتفاق خاصی رخ نداد.مستقیم از سر کار اومدم خونه.

۷۹/۱۰/۰۸ - پنجشنبه ظهر ساعت ۲۱/۱۲

دیروز رفتم کلوپ اسماعیل.بعد رفتیم خونه عزیز.امیر جودی هم اومده بود خونمون.سه روز تعطیل هستیم و فردا بازی استقلال و پیروزی است.

۷۹/۱۰/۰۹ - جمعه شب ساعت ۱۳/۷

دیشب خونه عمه منیر بودیم برای شام.قبل از اون هم حدود نیم ساعت من و بابا رفتیم خونه دایی حسین.امروز ساعت ۹ صبح رفتم استادیوم آزادی که بازی ۲ بر ۲ تمام شد.گل دوم را هم مهدی هاشمی نسب برای استقلال زد.الان هم اومدم و فردا باید برم سر کار.

+ نوشته شده در  87/07/30ساعت 11:7  توسط رضا تهراني | 
خاطرات کدر ( قسمت هجدهم)

 

۷۹/۰۹/۰۹ - چهارشنبه شب ساعت ۳۱/۱۰

تا ساعت ۱۰ شب کلوب اسماعیل بودم.سی دی اویل کار نمی کرد که روی دستگاه دو کار کرد.فردا هم مرجان دوست نگار با فرزانه و ابی آقا مهمان ما هستند.امروز تقریبا زود گذشت.

۷۹/۰۹/۱۰ - پنجشنبه شب ساعت ۵۵/۱۰

امشب مرجان دوست نگار و فرزانه و بقیه خونه ما بودند.الان هم هستند.مرجان هفت تا از کتاب هام را برد که بخونه.امروز از خونه بیرون نرفتم.خیلی خسته ام.

۷۹/۰۹/۱۱ - جمعه شب ساعت ۲۵/۱۰

امشب خونه عمه منیر بودیم.البته برای افطار.کلی هم از دست ناصر و فرهاد خندیدیم.از ساعت ۱۰ تا ۳۰/۴ بعد از ظهر کلوب اسماعیل بودم و تا مرحله ۵ قلعه مرموز رفتم.الان هم اومدیم و خسته شدم.

۷۹/۰۹/۱۳ - یکشنبه شب ساعت ۱۴/۸

دیشب حاج احمدی و خانوادش افطاری خونه ما بودند.من هم ساعت ۳۰/۷ خوابیدم.شب ساعت ۳۰/۱۰ بیدار شدم و گلوم درد می کرد.امروز هم تو بازار مرتضی شاگرد احمری تن ماهی گرفته بود که با بربری خوردیم.فردا شب هم چند نفر از فامیل خونه ما دعوت دارند.چند دقیقه پیش زندایی حسین و محسن اینجا بودند که رفتند.بچه ها هم دارند شو گوگوش جدید را می بینند.

۷۹/۰۹/۱۴ - دوشنبه شب ساعت ۳۳/۱۰

امشب همه افطار خونه ما بودند.حدود نیم ساعت است که رفتند.با فریبرز عمو امیر در مورد بازی های سونی حرف زدیم.امروز سر کار نرفتم.چون حالم خیلی بد بود.دیشب ساعت ۳۰/۲ تب و لرز گرفتم.صبح که یک مقدار حالم بهتر شد رفتم کلوب اسماعیل و یک ساعت بازی کردم.امروز یک وانت اشتباهی منبع آب ما را برد که دوباره پس اورد.

۷۹/۰۹/۱۶ - چهارشنبه شب ساعت ۵۱/۶

امروز بازار خیلی دیر گذشت.امشب از همه شب ها خسته ترم.امروز تا یک ربع به ده صبح پاساژ لباف پشت شهرداری تهران بودم.چندتا بازی را هم امتحان کردم.الان هم که مستقیم اومدم خونه و خسته ام.

۷۹/۰۹/۱۸ - جمعه شب ساعت ۵۰/۱۰

امروز عصر افطاری خونه عزیز بودیم.بعد با فریبرز عمو امیر رفتیم کلوب اسماعیل و تنچو۲ و متال گیر و تکن بازی کردیم.صبح هم با نادر رفتیم و تکن و قلعه مرموز را بازی کردیم.البته نادر یک ساعت بیشتر نبود.الان هم تازه از خونه عزیز اومدیم.دیشب هم رفتیم خونه فرشاد عمه مهری.

+ نوشته شده در  87/07/14ساعت 20:55  توسط رضا تهراني | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رضا يوسف‌‌زاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
سلام همسایه های4
سلام همسایه های3
سلام همسایه ها
چرت و پرت
رویای صدا
الناز
گلدونه
کلاغ سیاه
فصل سرد
پاییز برگ ریزان
شوکا
دجاوو
دختر توی آینه
دخترکی تنها
دختری که در یک قبرستان متروکه...
دختری که سلام نمی کند
در حیاط خانه ما
درد این فاصله ها
دفترچه ممنوع
دل دریایی من
بریدگی
درک یک فنجان قهوه داغ
پادشاه فصل ها پاییز
پرتگاه
امروز که محتاج توام
خاله سوسکه
قصر قورباغه ها
عشق است خدا را
سرمرغوله
تراکتورچی
پارازیت های نیمولی
به دنبال قطعه گمشده
اندر میان
دیفال مستراح
بامدادان
haker
فریاد بی صدا
قورباغه
مترسک فیلسوف
عاشقی ماهه مگه نه؟
پشت مزرعه های ممنوعه
پشت در پاییز
آنچه استاد می گوید
سایبان خیال
عذاب های ابدی
بهاره
همه خاطرات جهان
درختان ایستاده می میرند
mirokio
گیلاس خانومی هستم
وبلاگ یک دختر مرده
قوزبالاغوز
دور میز آشپزخانه
دل نمک
یاد روزهای خوب
دختر کولی
مخفیگاه
یادداشت های یک دختر ترشیده
پریشان گوییهای فلان بن هیچکس
خرپ خرپ های مغز یک چپ دست
شور زندگی
مورچه سیاه
یک مشت یادداشت
ذهن خسته
گوریل فهیم
آفتوبه
دختر گیسو طلا
degree
گارگاه نمد مالی
استفراغ
ارتش دریدا ( ادبیات داستانی )
گاومیش( ادبیات داستانی)
اقلیما دختر آدم( ادبیات داستانی)
ما راویان ...( ادبیات داستانی)
مرا آفرید آنکه...(ادبیات داستانی)
حمیدرضا سلیمانی( ادبیات داستانی)
ریسمانی از دستان(ادبیات داستانی)
مرداب( ادبیات داستانی)
پایگاه ادبی خزه
ادبیات و فرهنگ
سال های سگی
دست نوشته های آخرین دیوانه
خودسانسوری
از این به بعد... ( فیلتر شده )
در هم بر هم
حرف هایی از جنس زندگی
وسیع باش
ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه
مونث عاصی
خاطرات یک نق نقو
جالباتی که من دیدم
جایی برای جوریدن
ذهنیات یک بزغاله
کاغذ پاره ها
ماییم دلی ز دست رفته
بوی تلخ قهوه
آخر بازی ( فیلتر شده )
باز هم اتاق دور سرم به دوران افتاد
دندانپزشک کاذب
یادداشت های کودنعلی
روان پریش
دروغ
چقدر خوب بود اگر...
دلتنگ در مترو پلیس
خواب خوب
درخت نشین
justice
شیشه خورده
حزب لیبرال گیرت مدار
مهر و وفا
ddt
سپید یعنی همه رنگ ها...!
حس پرواز
بی نام
محمد جواد ( دوست عزیز )
اسم مرا صدا من
لحظه های سکوت ( داستان )
یه داغون یه ستاره بی آسمون( شعر )
مریم گلی
بدون ویرایش
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
گاه در تنهایی
رها از رنج
فصل دلتنگی
مسافر خیال
رستگاری در ساعت 20/8
خاطرات روزانه
یادداشت های یک انسان ریخت
روزانه های آزاده ( خاطره )
من و آرش ( خاطره )
خاطرات ما ( خاطره )
برای نخود و فندوقم ( خاطره )
عاشقانه های همسرانه ( خاطره )
آشیانه سبز ما ( خاطره )
تجربه های مامان آرتا ( خاطره )
نردبان افقی ( خاطره )
تمشکی و مهربان همسر ( خاطره )
خانواده سه نفره من ( خاطره )
تو را به خاطر خاطره ها دوست دارم ( خاطره )
لحظه لحظه با تو بودن ( خاطره )
خصوصی های من و تو ( خاطره )
دفترچه خاطرات اینترنتی ( خاطره )
عاشقانه های من ( خاطره )
لحظات زندگی ( خاطره )
کلبه عشق ( خاطره )
خوشبختی در یک کلبه کوچک ( خاطره )
نیمه گمشده من ( خاطره )
نگارین ( داستان )
چشمان سیاهت ( داستان )
دفترچه
بهترین وبلاگ های روز
رستگاری در ساعت 20/8 ( خاطره )
آنکس که نداند ( خاطره )
می خواهم بنویسم ( خاطره )
نیش عقرب ( خاطره )
پنجره های باز ( خاطره )
داستان های محمد رضا
ابدیت مرده
سیاه-سپید-خاکستری
داروخانه شبانه روزی
دل نوشته ها
یادداشت های یک زن
گمشده در خیال
بشلوش ( خاطره )
خاتون نامه ( داستان )
نوشته های انسانی که می خواست مترسک باشد
داستان های کلاغ های سیاه
دلتنگ در مترو پولیس ( فیلتر شده )
دلتنگی های یک کرم دندان ( خاطره )
جلبک ها ( خاطره )
سارا و پاییز
رختکن خاطرات ( فیلتر شده )
عطر نفسهات
حمید بهادری ( خاطره )
خونه تو خونه من( خاطره )
سایت رضا قاسمی( فیلتر است )
راز دل دختر تنها
لوپتوی قصه گو
خانواده کوچک من
یادداشت های ممنوع من
خاطرات مرد مرده
تجربه زندگی در اکنون
خونه تو خونه من
الکی خوش
??????
از کنار هم می گذریم
محسن و سحر بانو
عادت می کنیم
من و آرش
خاطرات ما
دفتر ثبت احوال
حرف های در گوشی دکتر
لینک باکس
ماجراهای هلو خانم
خاطرات فافاخانومی و علی خان
روزانه های همسرانه
روزهای سبز من
دختری با چشمی از جنس الماس
شرح زندگی من
باغ بی برگی
آشپزخانه خانم استوکز در جنوب لندن
سارا و پاییز
یک زوج خوشبخت
روزانه های روشی
دنیای شاپرک
این همه خاطره را چکار کنم
من و خودم
دو لقمه خاطره سبز
دو کبوتر
خورشید
خونه ساره خانم
الیزه
بابونه
منم کلاغ قارقاری
لینک باکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

جدیدترین قالبهای بلاگفا