تبليغاتX
سلام همسایه های 2
خاطرات سال 79 به بعد
خاطرات کدر(قسمت بیست و پنجم)

 

۷۹/۱۲/۲۸-یکشنبه شب ساعت ۵۳/۹

دیروز دومین سالگرد آخرین باری است که با الهام توی پارک چمران بودیم.دیروز یکی از بدترین روزهای زندگی من بود.دیشب رفتم تالار سپیده توی تهران که احمد آقا شام داد.تا حدودی تونستم دیروز را فراموش کنم.ساعت ۱۲ شب رسیدم خونه.دیدم مامان و بابا و نگار و مینا کلید خونه را ندارند و توی ماشین خوابیدند.امروز هم که اصلا از خونه بیرون نرفتم.امیرحسین اومد و نیم ساعتی اینجا بود.شعر زیر را که سروده مهدی سهیلی است را به یاد الهام و خاطراتمان می نویسم:

قفس دیدم رهایی یادم آمد

تو رفتی بی وفایی یادم آمد

چو بانگ نامه بر در کوچه پیچید

چکید اشکم جدایی یادم آمد

۷۹/۱۲/۳۰-سه شنبه شب ساعت ۳۳/۹

الان ساعت ۳۰/۴ است که سال تحویل شده.امروز دیر رفتم بیمارستان و سهیلا و معصومه رفته بودند و برگشتم.امروز برای اولین بار تو این چند سال از خونه بیرون نرفتیم.حتی خونه عزیز هم نرفتیم.لیلا هم زنگ زد و حدود ۲۰ دقیقه با هم صحبت کردیم.عید را تبریک گفت.امیر جودی هم زنگ زد.دیروز رفتم در مغازه آقا مصطفی و حدود ۳ ساعت اونجا بودم.هر دختری که رد می شد لبخند میزد.نمی دونم چرا!!

۸۰/۰۱/۰۴-بامداد دوشنبه ساعت ۰۳/۱

از دیشب تا حالا اومدیم اصفهان.امروز صبح زود دایی حسین از مکه اومد.همه رفته اند فرودگاه و من خونه موندم.ناهار اونجا بودیم.الان همه خونه خاله آذر هستند.

۸۰/۰۱/۰۴-سه شنبه شب ساعت ۰۴/۱۱

امروز خونه بودم و مهمونی نرفتم.چند ساعت رفتیم بیرون و گشتیم.قرار بود برویم خونه دایی حسین که دیر شد و سر جوراب خریدن نرفتیم.

۸۰/۰۱/۰۶-دوشنبه شب ساعت ۲۵/۱۰

دیشب رفتیم تالاری که دایی حسین شام داده بود.خوش گذشت.الان همه جز سینا و خاله فروغ و مامان جون رفتن بیرون خونه کاظم دوست بابا.داشتم به سهیلا فکر می کردم که خونه زنگ زده یا نه

+ نوشته شده در  87/11/16ساعت 10:3  توسط رضا تهراني | 
خاطرات کدر( قسمت بیست و چهارم)

79/12/22-دوشنبه شب ساعت ۵۰/۱۰

فردا چهارشنبه سوری است.الان داشتیم فیلم بله برون سمیه را نگاه می کردیم.امروز تقریبا زود گذشت و مسعود هم نیامده بود.تو مترو حسین را دیدم و بعد ایستگاه کرج وقتی منتظر ماشین بودیم اصغر قاسم زاده و رضا جلیلوند با ماشین ارتش و لباس سربازی آمدند و ما را تا فردیس رساندند.

۷۹/۱۲/۲۳- سه شنبه شب ساعت ۰۷/۸

امروز چهارشنبه سوری است.من هم الان از سر کار اومدم و روی تخت دراز کشیدم.می ترسم بروم فردیس و چشمم به الهام بیفته.برای همین تصمیم گرفتم از خونه بیرون نروم و حتی کوچه قبلی هم نمی روم.حال و حوصله چندانی ندارم.امروز تو پاساژ انقدر سیگارت زدند که سر درد گرفتم.دقیقا یک ساعت جلوی مترو منتظر ماشین بودم.

۷۹/۱۲/۲۵- پنجشنبه ظهر ساعت ۴۶/۳

امروز معصومه زنگ زد و رفتم تهران در بیمارستان و سهیلا هم گوشش را جراحی کرده بود.بعد رفتیم سینما.سهلا هی به من به هر بهونه ای دست می زد.آروم گفتم تو شوهر داری.از این کار ها نکن.فقط خندید و هر چی پفک بود را روی پاهام خالی کرد و با دستش همه را مالید به پاهام.تا آخر فیلم نگاهش نکردم.هی قلقلکم می داد.من موندم این چرا شوهر کرده.آخر سینما یواشکی سهیلا گفت دوستت دارم.فقط نگاهش کردم و گفتم تو بچه داری.الان هم برگشتم.

۷۹/۱۲/۲۶- جمعه شب ساعت ۱۷/۵

امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم.هنوز بنایی داریم و تازه تموم شده.الان رنگ کاری داریم.کامران مصطفی هم یک سری زد.استقلال هم تیم قزاقستانی را ۳ بر صفر شکست داد.

۷۹/۱۲/۲۶- جمعه عصر ساعت ۳۸/۵

فردا دقیقا دو سال از آخرین باری که با الهام رفتیم پارک چمران می گذرد.انگار همین دیروز بود.الهام را هیچ وقت فراموش نمی کنم.

 

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 10:14  توسط رضا تهراني | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رضا يوسف‌‌زاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج

نوشته های پیشین
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
سلام همسایه های4
سلام همسایه های3
سلام همسایه ها
چرت و پرت
رویای صدا
الناز
گلدونه
کلاغ سیاه
فصل سرد
پاییز برگ ریزان
شوکا
دجاوو
دختر توی آینه
دخترکی تنها
دختری که در یک قبرستان متروکه...
دختری که سلام نمی کند
در حیاط خانه ما
درد این فاصله ها
دفترچه ممنوع
دل دریایی من
بریدگی
درک یک فنجان قهوه داغ
پادشاه فصل ها پاییز
پرتگاه
امروز که محتاج توام
خاله سوسکه
قصر قورباغه ها
عشق است خدا را
سرمرغوله
تراکتورچی
پارازیت های نیمولی
به دنبال قطعه گمشده
اندر میان
دیفال مستراح
بامدادان
haker
فریاد بی صدا
قورباغه
مترسک فیلسوف
عاشقی ماهه مگه نه؟
پشت مزرعه های ممنوعه
پشت در پاییز
آنچه استاد می گوید
سایبان خیال
عذاب های ابدی
بهاره
همه خاطرات جهان
درختان ایستاده می میرند
mirokio
گیلاس خانومی هستم
وبلاگ یک دختر مرده
قوزبالاغوز
دور میز آشپزخانه
دل نمک
یاد روزهای خوب
دختر کولی
مخفیگاه
یادداشت های یک دختر ترشیده
پریشان گوییهای فلان بن هیچکس
خرپ خرپ های مغز یک چپ دست
شور زندگی
مورچه سیاه
یک مشت یادداشت
ذهن خسته
گوریل فهیم
آفتوبه
دختر گیسو طلا
degree
گارگاه نمد مالی
استفراغ
ارتش دریدا ( ادبیات داستانی )
گاومیش( ادبیات داستانی)
اقلیما دختر آدم( ادبیات داستانی)
ما راویان ...( ادبیات داستانی)
مرا آفرید آنکه...(ادبیات داستانی)
حمیدرضا سلیمانی( ادبیات داستانی)
ریسمانی از دستان(ادبیات داستانی)
مرداب( ادبیات داستانی)
پایگاه ادبی خزه
ادبیات و فرهنگ
سال های سگی
دست نوشته های آخرین دیوانه
خودسانسوری
از این به بعد... ( فیلتر شده )
در هم بر هم
حرف هایی از جنس زندگی
وسیع باش
ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه
مونث عاصی
خاطرات یک نق نقو
جالباتی که من دیدم
جایی برای جوریدن
ذهنیات یک بزغاله
کاغذ پاره ها
ماییم دلی ز دست رفته
بوی تلخ قهوه
آخر بازی ( فیلتر شده )
باز هم اتاق دور سرم به دوران افتاد
دندانپزشک کاذب
یادداشت های کودنعلی
روان پریش
دروغ
چقدر خوب بود اگر...
دلتنگ در مترو پلیس
خواب خوب
درخت نشین
justice
شیشه خورده
حزب لیبرال گیرت مدار
مهر و وفا
ddt
سپید یعنی همه رنگ ها...!
حس پرواز
بی نام
محمد جواد ( دوست عزیز )
اسم مرا صدا من
لحظه های سکوت ( داستان )
یه داغون یه ستاره بی آسمون( شعر )
مریم گلی
بدون ویرایش
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
گاه در تنهایی
رها از رنج
فصل دلتنگی
مسافر خیال
رستگاری در ساعت 20/8
خاطرات روزانه
یادداشت های یک انسان ریخت
روزانه های آزاده ( خاطره )
من و آرش ( خاطره )
خاطرات ما ( خاطره )
برای نخود و فندوقم ( خاطره )
عاشقانه های همسرانه ( خاطره )
آشیانه سبز ما ( خاطره )
تجربه های مامان آرتا ( خاطره )
نردبان افقی ( خاطره )
تمشکی و مهربان همسر ( خاطره )
خانواده سه نفره من ( خاطره )
تو را به خاطر خاطره ها دوست دارم ( خاطره )
لحظه لحظه با تو بودن ( خاطره )
خصوصی های من و تو ( خاطره )
دفترچه خاطرات اینترنتی ( خاطره )
عاشقانه های من ( خاطره )
لحظات زندگی ( خاطره )
کلبه عشق ( خاطره )
خوشبختی در یک کلبه کوچک ( خاطره )
نیمه گمشده من ( خاطره )
نگارین ( داستان )
چشمان سیاهت ( داستان )
دفترچه
بهترین وبلاگ های روز
رستگاری در ساعت 20/8 ( خاطره )
آنکس که نداند ( خاطره )
می خواهم بنویسم ( خاطره )
نیش عقرب ( خاطره )
پنجره های باز ( خاطره )
داستان های محمد رضا
ابدیت مرده
سیاه-سپید-خاکستری
داروخانه شبانه روزی
دل نوشته ها
یادداشت های یک زن
گمشده در خیال
بشلوش ( خاطره )
خاتون نامه ( داستان )
نوشته های انسانی که می خواست مترسک باشد
داستان های کلاغ های سیاه
دلتنگ در مترو پولیس ( فیلتر شده )
دلتنگی های یک کرم دندان ( خاطره )
جلبک ها ( خاطره )
سارا و پاییز
رختکن خاطرات ( فیلتر شده )
عطر نفسهات
حمید بهادری ( خاطره )
خونه تو خونه من( خاطره )
سایت رضا قاسمی( فیلتر است )
راز دل دختر تنها
لوپتوی قصه گو
خانواده کوچک من
یادداشت های ممنوع من
خاطرات مرد مرده
تجربه زندگی در اکنون
خونه تو خونه من
الکی خوش
??????
از کنار هم می گذریم
محسن و سحر بانو
عادت می کنیم
من و آرش
خاطرات ما
دفتر ثبت احوال
حرف های در گوشی دکتر
لینک باکس
ماجراهای هلو خانم
خاطرات فافاخانومی و علی خان
روزانه های همسرانه
روزهای سبز من
دختری با چشمی از جنس الماس
شرح زندگی من
باغ بی برگی
آشپزخانه خانم استوکز در جنوب لندن
سارا و پاییز
یک زوج خوشبخت
روزانه های روشی
دنیای شاپرک
این همه خاطره را چکار کنم
من و خودم
دو لقمه خاطره سبز
دو کبوتر
خورشید
خونه ساره خانم
الیزه
بابونه
منم کلاغ قارقاری
لینک باکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

جدیدترین قالبهای بلاگفا