![]() |
![]() |
|
| خاطرات سال 79 به بعد |
|
خاطرات کدر(قسمت بیست و نهم)
80/2/13-پنج شنبه شب ساعت 45/11 تو این چند روز اتفاق خاصی رخ نداد.سه شنبه لیلا را تو مینی بوس دیدم و گفت که داره می ره خونه خواهرش تهران.امروز ایمان نیامد و اومدم خونه.خاله زینت و خانواده اینجا هستند. 80/2/14-جمعه شب ساعت 05/10 دیشب خاله زینت و خانواده اینجا موندند و عصر رفتند.امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم و خونه بودم.اتفاق خاصی رخ نداد. 80/2/16-یک شنبه شب ساعت 10/10 تو این دو روز اتفاق خاصی رخ نداد.شنبه لیلا دو بار زنگ زد و با هم صحبت کردیم.یک بار قبل از ظهر و یک بار هم ده دقیقه مانده به 3 بعدازظهر.امروز تقریبا کار زیاد بود.جنس های اعظمی را فرستادیم گلپایگان.فردا هم با لیلا تا مترو می رم.شنبه هم مهربان را دیدم و با هم صحبت کردیم. 80/2/17-دوشنبه شب ساعت 39/9 امروز صبح تو مینی بوس با لیلا تا دم مترو رفتیم.الان هم از تهران رسیدم خونه.دفتر شعرم را دادم تا لیلا بخونه.امروز تقریبا روز بی حوصله ای بود.ساعت ده لیلا زنگ زد و حدود بیست دقیقه با هم صحبت کردیم. 80/2/21-جمعه عصر ساعت 08/7 تو این چند روز اتفاق خاصی نیفتاد.چهارشنبه لیلا را تو مینی بوس دیدم.روزهای زوج کلاس داره.امروز مامان یک سیم کارت بهم داد.صبح حدود دو ساعت با بابا رفتیم بیرون.الان هم نگار و مینا استاد گیتار دارند. 80/2/24-دوشنبه شب ساعت 56/10 امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم.امروز اربعین بود.فریبرز عمو امیر اومد و سی دی متال گیر را بازی کردیم.همین. 80/2/26-چهارشنبه صبح ساعت 17/6 دیروز هم کار آنچنانی نبود.لیلا زنگ زد و صحبت کردیم.امروز هم قراره صبح تو مینی بوس هم را ببینیم.الان هم دارم آماده میشم برم سر کار. 80/2/27-پنج شنبه شب ساعت 13/11 امروز چون نصف روز بود زود گذشت.از خونه بیرون نرفتم و الان هم بازی استقلال و الشباب عربستان بود که استقلال 3 بر 2 باخت. |
|
+ نوشته شده در
88/02/30ساعت 10:47 توسط رضا تهراني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا يوسفزاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج
|
|
RSS
|