تبليغاتX
سلام همسایه های 2 -
خاطرات سال 79 به بعد
خاطرات کدر( قسمت بیست و یکم)

 

۷۹/۱۰/۳۰- جمعه شب ساعت ۲۲/۱۰

امروز از صبح تا ساعت ۴ بعد از ظهر کلوپ اسماعیل بودم.بعد که اومدم دو ساعت خوابیدم.با مامان و بچه ها رفتیم فردیس و یک دوری زدیم.

۷۹/۱۱/۲-یک شنبه شب ساعت ۲۹/۹

امروز خیلی زود گذشت.خیلی کار تو بازار داشتیم و فردا هم داریم.لیلا امروز زنگ زد و حدود ۴۵ دقیقه یا کمتر با هم صحبت کردیم.امروز ساعت ۹ شب اومدم خونه و خیلی خسته ام.یک دختری را توی مترو دیدم که یاد الهام افتادم.

۷۹/۱۱/۵- چهارشنبه شب ساعت ۳۳/۸

این هفته،هفته سختی بود.کلی برای شهرستان جنس فرستادیم.اتفاقی نیفتاد و من مستقیم از سر کار می آمدم خانه.

۷۹/۱۱/۷- جمعه شب ساعت ۵۴/۱۱

دیشب شام رفتیم پیتزا صدف و امشب هم خونه عمو هادی بودیم.امروز بیشتر از ۸ ساعت کلوپ اسماعیل بودم.الان هم داریم فیلم عروسی فامیل ها را نگاه می کنیم.

۷۹/۱۱/۸- شنبه شب ساعت ۵۷/۸

امروز سر کار نرفتم.انقدر ماشین گیر نیاوردم که وقتی رسیدم مترو دیدم که مترو خراب شده و مردم شیشه ورودی مترو را شکسته اند.بعد حدود نیم ساعت اونجا بودیم.البته با حسین.بعد برگشتیم و یک ساعت کلوپ اسماعیل بودیم.بعد اومدیم خون.بعد من دوباره رفتم کلوپ و برگشتم و خوابیدم و باز رفتم کلوپ.دوباره یاد الهام افتادم.هر چی فکر می کنم می بینم بعد از گذشت دو سال هنوز نتونستم فراموشش کنم.مادرم می گه تو داری دق می کنی.یک حال عجیبی دارم.لیلا هم زنگ نزده و نگران شدم که نکنه باهاش بد صحبت کردم.کاش زنگ بزنهکاش...

۷۹/۱۱/۱۰-دوشنبه شب ساعت ۵۳/۹

دیروز اتفاق خاصی رخ نداد.لیلا زنگ زده بود که من نبودم.امروز کار تقریبا سنگین بود.علیرضا هم اومد خونمون.الان هم می خوام بخوابم.

۷۹/۱۱/۱۲-چهارشنبه شب

امروز هم کار خیلی بود.لیلا زنگ زد و نزدیک نیم ساعت صحبت کردیم.از سر راه طبق معمول یک ربع رفتم کلوپ اسماعیل.بعد اومدم خونه.

۷۹/۱۱/۱۴- جمعه شب ساعت ۰۸/۱۰

امروز بیشتر وقت کلوپ اسماعیل بودم.شاید دو سه ساعت خونه بودم.خاله زینت و خانواده اش اینجا هستند.فردا قراره لیلا را ببینم.خیلی خسته ام و امروز مشکلی نداشتم.

۷۹/۱۱/۱۵- شنبه شب ساعت ۰۰/۹

امروز با لیلا رفتیم تا مترو و با هم صحبت کردیم.تقریبا شبیه موناست.ازش خوشم میاد.امروز زود گذشت.ولی از همه روز ها بی حوصله تر بودم.امروز حسین نیامده بود ولی ابوالفضل بود.همه الان از بیرون اومدند.تا الان تنها بودم.

۷۹/۱۱/۲۳- یک شنبه شب ساعت ۵۸/۸

تو این چند روز اتفاق خاصی رخ نداد.رفتیم نان داغ کباب داغ و اومدیم.یعنی حدود سه روز پیش.پلی استیشن خریدم و دو روز تعطیلی را خونه بازی کردم.احمد آقا هم فردا می ره مکه.

+ نوشته شده در  87/08/29ساعت 10:57  توسط رضا تهراني | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رضا يوسف‌‌زاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
سلام همسایه های4
سلام همسایه های3
سلام همسایه ها
چرت و پرت
رویای صدا
الناز
گلدونه
کلاغ سیاه
فصل سرد
پاییز برگ ریزان
شوکا
دجاوو
دختر توی آینه
دخترکی تنها
دختری که در یک قبرستان متروکه...
دختری که سلام نمی کند
در حیاط خانه ما
درد این فاصله ها
دفترچه ممنوع
دل دریایی من
بریدگی
درک یک فنجان قهوه داغ
پادشاه فصل ها پاییز
پرتگاه
امروز که محتاج توام
خاله سوسکه
قصر قورباغه ها
عشق است خدا را
سرمرغوله
تراکتورچی
پارازیت های نیمولی
به دنبال قطعه گمشده
اندر میان
دیفال مستراح
بامدادان
haker
فریاد بی صدا
قورباغه
مترسک فیلسوف
عاشقی ماهه مگه نه؟
پشت مزرعه های ممنوعه
پشت در پاییز
آنچه استاد می گوید
سایبان خیال
عذاب های ابدی
بهاره
همه خاطرات جهان
درختان ایستاده می میرند
mirokio
گیلاس خانومی هستم
وبلاگ یک دختر مرده
قوزبالاغوز
دور میز آشپزخانه
دل نمک
یاد روزهای خوب
دختر کولی
مخفیگاه
یادداشت های یک دختر ترشیده
پریشان گوییهای فلان بن هیچکس
خرپ خرپ های مغز یک چپ دست
شور زندگی
مورچه سیاه
یک مشت یادداشت
ذهن خسته
گوریل فهیم
آفتوبه
دختر گیسو طلا
degree
گارگاه نمد مالی
استفراغ
ارتش دریدا ( ادبیات داستانی )
گاومیش( ادبیات داستانی)
اقلیما دختر آدم( ادبیات داستانی)
ما راویان ...( ادبیات داستانی)
مرا آفرید آنکه...(ادبیات داستانی)
حمیدرضا سلیمانی( ادبیات داستانی)
ریسمانی از دستان(ادبیات داستانی)
مرداب( ادبیات داستانی)
پایگاه ادبی خزه
ادبیات و فرهنگ
سال های سگی
دست نوشته های آخرین دیوانه
خودسانسوری
از این به بعد... ( فیلتر شده )
در هم بر هم
حرف هایی از جنس زندگی
وسیع باش
ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه
مونث عاصی
خاطرات یک نق نقو
جالباتی که من دیدم
جایی برای جوریدن
ذهنیات یک بزغاله
کاغذ پاره ها
ماییم دلی ز دست رفته
بوی تلخ قهوه
آخر بازی ( فیلتر شده )
باز هم اتاق دور سرم به دوران افتاد
دندانپزشک کاذب
یادداشت های کودنعلی
روان پریش
دروغ
چقدر خوب بود اگر...
دلتنگ در مترو پلیس
خواب خوب
درخت نشین
justice
شیشه خورده
حزب لیبرال گیرت مدار
مهر و وفا
ddt
سپید یعنی همه رنگ ها...!
حس پرواز
بی نام
محمد جواد ( دوست عزیز )
اسم مرا صدا من
لحظه های سکوت ( داستان )
یه داغون یه ستاره بی آسمون( شعر )
مریم گلی
بدون ویرایش
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
گاه در تنهایی
رها از رنج
فصل دلتنگی
مسافر خیال
رستگاری در ساعت 20/8
خاطرات روزانه
یادداشت های یک انسان ریخت
روزانه های آزاده ( خاطره )
من و آرش ( خاطره )
خاطرات ما ( خاطره )
برای نخود و فندوقم ( خاطره )
عاشقانه های همسرانه ( خاطره )
آشیانه سبز ما ( خاطره )
تجربه های مامان آرتا ( خاطره )
نردبان افقی ( خاطره )
تمشکی و مهربان همسر ( خاطره )
خانواده سه نفره من ( خاطره )
تو را به خاطر خاطره ها دوست دارم ( خاطره )
لحظه لحظه با تو بودن ( خاطره )
خصوصی های من و تو ( خاطره )
دفترچه خاطرات اینترنتی ( خاطره )
عاشقانه های من ( خاطره )
لحظات زندگی ( خاطره )
کلبه عشق ( خاطره )
خوشبختی در یک کلبه کوچک ( خاطره )
نیمه گمشده من ( خاطره )
نگارین ( داستان )
چشمان سیاهت ( داستان )
دفترچه
بهترین وبلاگ های روز
رستگاری در ساعت 20/8 ( خاطره )
آنکس که نداند ( خاطره )
می خواهم بنویسم ( خاطره )
نیش عقرب ( خاطره )
پنجره های باز ( خاطره )
داستان های محمد رضا
ابدیت مرده
سیاه-سپید-خاکستری
داروخانه شبانه روزی
دل نوشته ها
یادداشت های یک زن
گمشده در خیال
بشلوش ( خاطره )
خاتون نامه ( داستان )
نوشته های انسانی که می خواست مترسک باشد
داستان های کلاغ های سیاه
دلتنگ در مترو پولیس ( فیلتر شده )
دلتنگی های یک کرم دندان ( خاطره )
جلبک ها ( خاطره )
سارا و پاییز
رختکن خاطرات ( فیلتر شده )
عطر نفسهات
حمید بهادری ( خاطره )
خونه تو خونه من( خاطره )
سایت رضا قاسمی( فیلتر است )
راز دل دختر تنها
لوپتوی قصه گو
خانواده کوچک من
یادداشت های ممنوع من
خاطرات مرد مرده
تجربه زندگی در اکنون
خونه تو خونه من
الکی خوش
??????
از کنار هم می گذریم
محسن و سحر بانو
عادت می کنیم
من و آرش
خاطرات ما
دفتر ثبت احوال
حرف های در گوشی دکتر
لینک باکس
ماجراهای هلو خانم
خاطرات فافاخانومی و علی خان
روزانه های همسرانه
روزهای سبز من
دختری با چشمی از جنس الماس
شرح زندگی من
باغ بی برگی
آشپزخانه خانم استوکز در جنوب لندن
سارا و پاییز
یک زوج خوشبخت
روزانه های روشی
دنیای شاپرک
این همه خاطره را چکار کنم
من و خودم
دو لقمه خاطره سبز
دو کبوتر
خورشید
خونه ساره خانم
الیزه
بابونه
منم کلاغ قارقاری
لینک باکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

جدیدترین قالبهای بلاگفا