![]() |
![]() |
|
| خاطرات سال 79 به بعد |
|
خاطرات کدر( قسمت بیست و چهارم)
79/12/22-دوشنبه شب ساعت ۵۰/۱۰ فردا چهارشنبه سوری است.الان داشتیم فیلم بله برون سمیه را نگاه می کردیم.امروز تقریبا زود گذشت و مسعود هم نیامده بود.تو مترو حسین را دیدم و بعد ایستگاه کرج وقتی منتظر ماشین بودیم اصغر قاسم زاده و رضا جلیلوند با ماشین ارتش و لباس سربازی آمدند و ما را تا فردیس رساندند. ۷۹/۱۲/۲۳- سه شنبه شب ساعت ۰۷/۸ امروز چهارشنبه سوری است.من هم الان از سر کار اومدم و روی تخت دراز کشیدم.می ترسم بروم فردیس و چشمم به الهام بیفته.برای همین تصمیم گرفتم از خونه بیرون نروم و حتی کوچه قبلی هم نمی روم.حال و حوصله چندانی ندارم.امروز تو پاساژ انقدر سیگارت زدند که سر درد گرفتم.دقیقا یک ساعت جلوی مترو منتظر ماشین بودم. ۷۹/۱۲/۲۵- پنجشنبه ظهر ساعت ۴۶/۳ امروز معصومه زنگ زد و رفتم تهران در بیمارستان و سهیلا هم گوشش را جراحی کرده بود.بعد رفتیم سینما.سهلا هی به من به هر بهونه ای دست می زد.آروم گفتم تو شوهر داری.از این کار ها نکن.فقط خندید و هر چی پفک بود را روی پاهام خالی کرد و با دستش همه را مالید به پاهام.تا آخر فیلم نگاهش نکردم.هی قلقلکم می داد.من موندم این چرا شوهر کرده.آخر سینما یواشکی سهیلا گفت دوستت دارم.فقط نگاهش کردم و گفتم تو بچه داری.الان هم برگشتم. ۷۹/۱۲/۲۶- جمعه شب ساعت ۱۷/۵ امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم.هنوز بنایی داریم و تازه تموم شده.الان رنگ کاری داریم.کامران مصطفی هم یک سری زد.استقلال هم تیم قزاقستانی را ۳ بر صفر شکست داد. ۷۹/۱۲/۲۶- جمعه عصر ساعت ۳۸/۵ فردا دقیقا دو سال از آخرین باری که با الهام رفتیم پارک چمران می گذرد.انگار همین دیروز بود.الهام را هیچ وقت فراموش نمی کنم.
|
|
+ نوشته شده در
87/11/01ساعت 10:14 توسط رضا تهراني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا يوسفزاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج
|
|
RSS
|