![]() |
![]() |
|
| خاطرات سال 79 به بعد |
|
خاطرات کدر (قسمت بیست و ششم )
80/1/8 - چهارشنبه شب ساعت 40/8 اصفهان دیشب شام خونه کاظم دوست بابا بودیم.امروز هم خونه خاله آذر.الان هم شام خونه علی آمریکایی قرار داریم. 80/1/9 - پنجشنبه شب ساعت 47/11 اصفهان دیشب خونه علی آمریکایی بودیم و تا ساعت 30/2 نیمه شب هم آنجا بودیم.دختر رضا پسر عموی مامان هم اونجا بود که من انقدر نگاهش کردم وقت خداحافظی نگاهم می کرد.امروز به فکر سهیلا بودم.فردا هم قراره برگردیم کرج 80/1/11 - شنبه ظهر ساعت 02/6 امروز لیلا زنگ زد و حدود یک ساعت و نیم صحبت کردیم.اتفاق خاصی رخ نداد.خانه بودم و بیرون نرفتم.دیشب ساعت 30/11 از اصفهان رسیدیم. 80/1/14 - بامداد سه شنبه ساعت 33/12 صبح سیزده بدر بود و همه خونه عمه منیر بودند ولی ما نرفتیم.خانم سبزیان همکار مامان و شوهرش اومدند اینجا.عصر رفتم بیرون و بعد با موسی و سیامک رفتیم پیتزا صدف و ساندویچ خوردیم.بعد حسین را دیدم و صحبت کردیم.بعد رفتیم فلکه چهارم که الهام را دیدم که روی سکوی در خونه خودشون نشسته بود و مادرش هم یک چشمش را عمل کرده بود.مونا نبود نمی دونم کجاست.الهام هم چند ثانیه تو چشمام نگاه کرد و بعد هم ما رد شدیم و رفتیم.بعد هم رضا خربزه و کامیار را دیدیم.بعد با نگار و مینا رسیدیم. 80/1/15- بامداد چهارشنبه ساعت 08/1 الان تازه از بیرون برگشتم.با محسن و شهروز رفتیم و گشتی هم زدیم.علی کریمی هم توی هیات بود.باهاش در مورد تیم ملی و محرومیتی که شده بود صحبت کردم.الهام هم تو پنجره اتاقش داشت با سعید بابایی صحبت می کرد.سعید را صدا زدم و با هم صحبت کردیم. 80/1/16- پنجشنبه شب ساعت 41/9 فردا دقیقا دو سال است که با الهام قهر کردم.هر چه به گذشته فکر می کنم می بینم چه زود گذشت و چه تلخ.دیشب تا ساعت ۳۰/۱ بامداد خونه عمه مهری بودم و آش نذری را هم می زدم.دیشب وقتی برای دیدن دسته رفتم در خونه دایی حسین همه اونجا بودند.با سمیه عمه مهری در مورد دماغ و جراحی صحبت کردم.الان هم از خواب بیدار شدم.فردا یکی از غمگین ترین روزهای زندگی منه.یاد روزی افتادم که رفتم در مدرسه و دیدم که الهام میلی به صحبت نداره.درست سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۷۸.هیچوقت اون صحنه ها از ذهنم پاک نمی شوند.امروز هم بیرون نرفتم و خونه موندم. |
|
+ نوشته شده در
87/12/13ساعت 10:13 توسط رضا تهراني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا يوسفزاده تهراني.متولد هشتم اسفند پنجاه شش.ساكن فرديس كرج
|
|
RSS
|